طرف چشماش ضعیف بوده عینک میزده.
میخواست روزنامه بخونه هی عینکشو میزده یک کمی میخونده دوباره میذاشته تو جیبش دوباره میزده یه خورده میخونه و همینطور. دوستش میگه: خوب، چرا عینکتو نمیزنی یکدفعه همشو بخونی؟ طرف میگه: آخه اونایی که درشت نوشته بدون عینک میتونم بخونم، عینک نمیزنم که شیشه اش مصرف نشه!!
**************
SMS عاشقانه از طرف حیف نون:
کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم...
ادامه مطلب
و حالا نمي دونم حرفات رو باور کنم يا کارات رو ........ دل به کلمات عاشقانت بسپرم يا از کاراي نامهربونت دلگير بشم . مي بيني هنوز هم تو برنده اين باز
________________________________________
غمم از وحشت پوسيدن نيست غم من غربت تنهايي هاست, برگ بيد است که با زمزمهء جاري باد تن به وارستن از هستي مي داد؟؟
________________________________________
هميشه به ياد داشته باش - تا به فراموشي بسپاري - آنچه را که اندوهگينت ميسازد - اما ... هرگز فراموش مکن - به ياد داشته باشي - آنچه را که شادمانت ميسازد
________________________________________
اگه خواستي بوسم کني به نکات زير توجه کن، . . . . . . . . ديدي ميخواي بوسم کني!!!! خجالت نمي کشي؟؟
________________________________________
کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ... کاشکي کيبوردت بودم هميشه در انگشتات بودم ... کاشکي هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ... کاشکي موست بودم هميشه تو مشتت بودم ... کاشکي پسوردت بودم هميشه توي فکرت بودم
________________________________________
خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري
________________________________________
اگه مثل اشك تو چشمانم باشي واسه موندنت هيچوقت گريه نمي كنم.
________________________________________
به او گفتم دو ستم داري گفت بله گفتم چقدر گفت به اندازي ستاره هاي آسمان وقتي به اسمان نگاه کردم ستاره اي در اسمان نبود
_______________________________________
_
در خواب ناز بودم شبي ديدم کسي در مي زند در را گشودم روي او ديدم غم است در مي زند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با آن همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند

منبع:ایران جدید




سلام
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم
بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد
اتل متل یه مورچه / قدم می زد تو کوچه
اومد یه کفش ولگرد / پای اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته / راه نمی ره نشسته
با برگی پاشو بسته / نمی تونه کار کنه
دونه هارو بار کنه / تو لونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهی / عیب نداره سیاهی / خوب بشه پات الهی
...
آفرین کوچولو اینو حفظ کن فردا ازت می پرسم!
.......................
غضنفر سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!
.......................
روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده: چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست!»
.......................
دو تا قمی با هم عروسی می کنن بچه شون می شه قمقمه!
.......................
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمی گیری؟
دانش آموز: آخه اون از دست شما دلخوره! چون شما هفته ی قبل به انشای اون نمره بدی دادید!
.......................
یه خره باحسرت به اسب نگاه می کنه، می گه اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم!
.......................
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!
رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر توی خونمون نداریم!!
.......................
یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد می شده،ه از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه... بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن... رقیبه می گه من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه... چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده... می گه ولی من این کار رو می کنم!
.......................
اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.
دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
.......................
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس 10 بار بنویس!
روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
.......................
تو شهر حیف نون اینا (!) کراوات مد شده... تا الان 50 نفر تلفات داشته!
.......................
ديروزت را مرور کن تا فرداي بهتري براي خود بسازي.
.......................
زندگي وقتي قشنگه که در کتاب قانون آن اصل معرفت ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه.
.......................
زندگي مثل يه ديکته است، هي مي نويسي، هي پاک مي کني. هي غلط مي نويسي، هي پاک مي کني. غافل از اينکه... ازرائيل داد مي زنه برگه ها بالاااااا
.......................
آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم
.......................
یه ستاره ۵تا انتها داره. یه مربع ۴تا انتها داره. یه مثلث ۳تا. یه خط ۲تا. دلم میخواد دوستی من و تو مثل دایره باشه که هیچ انتهایی نداشته باشه!
.......................
تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم... ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم... بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری... من کفن پاره کنم عشق تو از سر گیرم...
.......................
عشق رو نمیشه با یه شاخه گل مقایسه کرد ولی میشه عشق رو با یه شاخه گل اثبات کرد.
.......................
پیش هر تیغی سپر باید گرفت. پیش تیغ دوست سر باید گرفت. جانب خود را مبین گر عاشقی. جانب دوست در نظر باید گرفت
.......................
دل تو سنگ هم که باشه هیچ مشکلی نیست آخه من هنوز بت پرستم
طبیبان بر سر بالین من آهسته میگفتند که امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد
۱) زن اولی: به نظر من، زن و شوهر باید با هم توافق و تفاهم کامل داشته باشند و در همه چیز مکمل هم باشند. زن دومی: کاملا درسته، من و شوهرم هم با هم توافق کامل داریم و مکمل همدیگه هستیم، اون پول درمیاره و من هم خرج می کنم!
□□□
۲) خسیسه پوست موز می بینه، میشینه کنارش. میگن چرا اینجا نشستی؟! میگه: آخه میخوام همه فکر کنند من این موز را خوردم.
□□□
۳) کارمند: آقای رئیس، من دو روز مرخصی می خواهم که ازدواج کنم. رئیس: تو دو هفته تعطیلی داشتی، چرا ازدواج نکردی؟ کارمند: آخه نمی خواستم، تعطیلاتم را خراب کنم!
□□□
۴) به یکی میگن با یه چیزی جمله بساز که توش آب باشه. میگه: شیلنگ!
□□□
۵) زن: اگر این لباس را برای من نخری، دیگر مرا نمی بینی. شوهر: چطور تو را نمی بینم؟ زن: برای این که چشمهایت را درمی آورم!
□□□
۶) به یه نفر میگن چرا دوچرخه مردم رو از تو قبرستون دزدیدی؟ میگه: فکر کردم صاحبش مرده!
ادامه مطلب
غضنفر زنگ ميزنه به دوستش ، آهسته ميگه : من الان توي جلسه ام . بعدا باهات تماس ميگيرم !

ادامه مطلب
دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم
و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!!
ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.
من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست![]()
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد،
از همه همکاران و دوستانش مي خواهد که عکسي از نامزد،
برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به او قرض بدهند
و همه آن عکسها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بي وفايش،
در يک پاکت گذاشته و همراه با يادداشتي برايش پست مي کند،
به اين مضمون:
روبرت عزيز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،
لطفاً عکس خودت را از ميان عکسهاي توي پاکت جدا کن و بقيه را به من برگردان ..... ![]()
****تعريف دانشجو: موجودى است :
نحيف ![]()
عصبى ![]()
بى پول ![]()
![]()
و شبيه به انسان ![]()
كه از تخم مرغ، گوجه و نيكوتين تغذيه می كند ![]()
و دشمنى عجيبى با كتاب دارد ![]()
![]()
![]()
منبع:نمی دونم از کجا دزدیدمش(خدایا ما راببخش)![]()
![]()
*******************************************************************
غضنفر ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
****************************************************
معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف . ب . پ . ت . ث . چهار . پنج . شش . هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: اي . بي . سي . چهل . پنجاه . شصت . هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا . بتا . ستا . چهارتا . پنجتا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج . پنج . شش . هفت...
*****************************************************
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است!
******************************************************
یکی زنگ کلیسا رو میزده در میرفته، آخر سر کشیشه قایم میشه تا یکی میاد یقشو میگیره میگه واسه چی زنگ میزنی،یکی هول میشه میگه: اِ ، اِ ، عیسی هست؟
*******************************************
دنيا به مثال کوزه اي زرين است اين آب کمي تلخ کمي شيرين است
از دوست جدا شدن چه سخت است اين بازي تلخ سرنوشت است
مرغ شب خوابيد و من از گريه بيدارم هنوز گر چه رفتي از برم مشتاق ديدارم هنوز
شمع سوزان توام اين کونه خاموشم نکن از کنارت ميروم اما فراموشم نک
*************************************************
3 نفر ميميرن . خدا گفت اولي بره بهشت . دومي بره جهنم . سومي بره طويله !!!
پرسيدن چرا ؟
خدا گفت :اولي زن داشت دنيا براش جهنم بود . دومي مجرد بود ، دنيا براش بهشت بود . سومي زنش مرد ولي خاك بر سر بعدش رفت يه زن ديگه گرفت !!!
**************************************************
ادامه مطلب
